جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
641
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
است . ايران را همواره از نقاط بسيار خوش زمينهء شرق براى جهد و تلاش هيئتهاى مذهبى بشمار آوردهاند . درحالىكه من از اهتمام ذى قيمتى كه هيئتهاى روحانى انگليسى و فرانسوى و آمريكائى با ترويج تعليم و تربيت و نيكوكارى و كمكهاى طبى و با نيروى سرمشق رفتار خويش كردهاند غفلت ندارم و بلكه قدر مىشناسم و به هيچوجه بر آن خيال نيستم كه از تلاش و خدمت ثواب اين ميسيونهاى مذهبى كاسته شود باز بنابر اطلاعاتى كه دارم نمىتوانم در مورد چنين آيندهء قرين خوش - بينى اظهارنظرى كنم و پيش از اينكه عقيدهام را در اين خصوص بيان نمايم قصدم اين است كه راجع به تاريخ مساعى هيئتهاى مسيحى در ايران سخنى چند بياورم . تاريخ عيسويت - اگر ترجمهء پيشنهادى آقاى تامس راجع به كتيبهء حاجى - آباد صحيح باشد شايد حتى اين داستان حقيقى نمايد كه شهريارى مسيحى يعنى شاپور اول نامى در روزگار بسيار قديم از سال 241 تا 272 ميلادى بر تخت پادشاهى ايران فرمانروائى داشت ، اما شرط عقل نيست كه اين فرض را با ديدهء اعتماد نگريست . خسرو ثانى يا خسرو پرويز ( 591 - 628 ميلادى ) آخرين پادشاه همان سلسله ( ساسانى ) از قرار معلوم به دين مسيح گرويد و در حين تبعيد در نزد روميان به آن ايمان يافت . وى حضرت مريم را پرستش و شهداء و مقدسان را ستايش مىنمود و سرگيوس « 1 » مقدس را مقتداى خويش برگزيده بود و زن مسيحى اختيار كرد كه همان سيرا يا شيرين مشهور باشد . همين حدسيات دربارهء شهريار روشنفكر مغول ابا - قاخان فرزند هلاكو و نبيرهء چنگيز صادق است كه با دختر امپراتور يونان ميكائيل پالائلوگوس « 2 » ازدواج و شايع است كه آيين مسيحى اختيار كرد . جاى ترديد نيست كه چندى بعد از فوت او در سال 1282 م . انجيل را به زبان فارسى ترجمه كردند و نسخهاى خطى به فارسى به تاريخ 1314 م . از چهار تن حواريون هست . نسخهء ديگرى در 1652 - 1657 ( بوسيلهء پيرسن ) از روى سه نسخهء اصلى كه ظاهرا از اصل يونانى استنساخ شده بود در لندن انتشار يافت . شاه عباس بىميل نبود كه هيئتهاى مذهبى مقيم اصفهان او را مسيحى
--> ( 1 ) - Sergius ( 2 ) - Palaeologos